محمد ابراهيم آيتى

374

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

همان تيراندازى اول مرا بيدار نكردى ؟ گفت : به قراءت سوره‌اى مشغول بودم ، و دوست نداشتم كه پيش از پايان سوره قراءت خود را قطع كنم ، اما هنگامى كه پشت سر هم تيراندازى كرد ، به ركوع رفتم و تو را بيدار كردم ، به خدا قسم : از بيم خالى گذاشتن مرزى كه رسول خدا مرا فرموده است : آن را حفظ كنم ، تو را بيدار كردم ، و گرنه هر چند جان بر سر اين كار مىنهادم تا پايان سوره آن را قطع نمىكردم . غزوهء بدر الوعد اين غزوه كه به نامهاى : غزوهء بدر الآخره ، غزوهء بدر الثالثة ، غزوهء بدر الصغرى نيز ناميده شده ، در شعبان سال چهارم : در ماه 42 پس از هجرت اتّفاق افتاده است [ 1 ] . آيات 84 - 104 سورهء نساء دربارهء همين غزوه است . به روايت ابن اسحاق : چون رسول خدا از غزوهء « ذات الرقاع » به مدينه بازگشت ، بقيّهء جمادى الأولى و جمادى الآخره و رجب را در مدينه ماند و در ماه شعبان سال چهارم بر حسب وعده‌اى كه با ابو سفيان كرده بود ( يعنى : در غزوهء أحد ) رهسپار بدر شد ( و اين بعد از آن بود كه « نعيم بن مسعود أشجعى » در مقابل بيست شتر كه « أبو سفيان » به وى وعده داد و « سهيل بن عمرو » ضامن شد ، با شتاب از مكّه به مدينه آمد و رسول - خدا را از جنگ با « أبو سفيان » و سپاه عظيم قريش برحذر داشت ، اما رسول خدا گفت : اگر كسى هم با من همراهى نكند ، تنها مىروم ) . به روايت ابن هشام : « عبد اللّه بن عبد اللّه بن أبيّ » را در مدينه جانشين گذاشت [ 2 ] . لواى مسلمين را - كه هزار و پانصد نفر بودند و ده اسب داشتند - « علىّ بن أبى طالب » به دست داشت . رسول خدا هشت شب در « بدر » به انتظار « أبو سفيان » ماند اما « أبو سفيان » با دو هزار نفر از مردم مكّه بيرون آمد ، تا در « مجنّه » از ناحيهء « ظهران » منزل

--> [ 1 ] - طبقات : هلال ذى القعده در ماه چهل و پنجم بعد از هجرت ( ج 2 ، ص 59 . م . ) . [ 2 ] - به روايت طبقات : عبد اللّه بن رواحه را ( ج 2 ، ص 59 ، م . ) .